تبليغاتX
پشت دیوار شب




پشت دیوار شب

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
كدهاي جاوا
و....ستاره ای دیگر خاموش شد.....
يكي از پرفروغ‌ترين ستارگان آسمان سينماي ايران ديگر نمي‌درخشد



اکنون دل من شکسته و خسته است

زیرا یکی از دریچه ها بسته است
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
ای خون به سفر که هر چه کرد او کرد
ای خون به سفر که هر چه کرد او کرد...



سلام.حال همه ما خوب است. ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور كه مردم به آن شادي بي سبب مي‌گويند.با اين همه عمري اگر باشد طوري از كنار آن گذر خواهم كرد كه نه زانوي آهويي بي‌جفت بلرزد و نه اين دل نا ماندگار بي درمان...
گاهي چه زود دير مي‌شود و سهم ما را اشك چه بي‌رحمانه مي‌دهد. حال همه ما خوب است اما تو باور مكن.



خسرو سينماي ايران، چهره دوست داشتني‌ات، صداي بي نظيرت و بازي‌هاي ماندگارت از ياد سينما دوستان و مردمي كه بارها پاي فيلم‌هايت نشسته‌اند فراموش نخواهد شد.
هنوز صداي زمزمه‌هاي اشعار سهرابش در ذهن و گوشم مي‌پيچد.




«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم «هامون» (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم «كيميا» (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. شكيبايي بازي در بيش از بيست و سه فيلم سينمايي و نيز مجموعه‌هاي تلويزيوني متعددي چون «خانه سبز»، «سرزمين سبز» و... را در كارنامه خود دارد.

«خسرو شكيبايي» اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفري‌جلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.



مي‌روي اما يادت در تاريخ ايران جاويدان خواهد ماند. روحت شاد يادت جاويدان...

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 9:45 | |


گل من
بلاخره آلبوم جدید سیاوش قمیشی با نام رگبار وارد بازار شد
در این پست متن یکی از شعرها بهمراه لینک آلبوم رو باستون گذاشتم امیدوارم لذت ببرین و منو از نظرات زیباتون محروم نکنین


بقرار باشی و سبز،گل من تازه بمون
نفسم پیشکش تو،جای من زنده بمون
باغ دل بی تو خزون،موندنی باش مهربون
تو که از خود منی،منو از خودت بدون

غزل و قافیه بی تو،همه رنگ انتظاره
این همه شعر و ترانه،همه بی عطر و بهاره
موندنی باشی همیشه،لب پاییزو نبوسی
نشه پرپرشی عزیزم،مهربون گلم نپوسی





http://www.boo2pmc.com/article1185.html
با استفاده از این آدرس میتونین آهنگهای سیاوش رو دانلود کنین
به علت شلوغی سایت مبدآ امکان لینک کردنش وجود نداشت ببخشید

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 21:17 | |


داغ لاله
                                                           داغ لاله

بیداد   رفت    لاله   بر   باد    رفت    را                                یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

هر  لاله  که  از  دل این   خاکدان  دمید                               نو کرد داغ ماتم یاران رفته را

جز  در صفای  اشک  دلم  وا نمی شود                               باران به دامن است هوای گرفته را

وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود                               آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

بر  خیز  لاله   بند  گلو   بند  خود  بتاب                                آورده ام بدیده گهرهای سفته را

ایکاش  ناله های  چو من  بلبلی  حزین                                بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست                             تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

یارب چها به سینه این خاکدان دراست                                کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را

راه عدم  نرفت  کس  از  رهروان  خاک                                چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر                                تا باز نوشت زکس این راز گفته را
 
 
                                        لعلی نسفت کلک در افشان شهریار
 
                                       در رشته چون کشم در و لعل نسفته را
 

                                                                                                                استاد شهریار



[+] نوشته شده توسط علیرضا در 11:48 | |


آمدم اینبار با اندوهی از جنس افق...
اینبار دیگه سلام نمی کنم که مجبور نشم غم خداحافظی رو به جون بخرم یعنی دیگه هیچ وقت سلام نمی کنم تا منتظر خدانگهدار نباشم
دیگه دنبال شروع نیستم که به پایان برسم می خوام اینبار از پایان بیام تا اگه روزی به سر خط رسیدم ...


بعد از ماها دوری از محیط صمیمی و دوست داشتنیه وبلاگ دوباره اومدم تا دلتنگیهامو یه جا بگم شاید بتونم که اینجا جاشون بزارم شاید...
ولی مهم نیست مهم اینه که من دوباره اومدم تا دوباره بودنمو به خودم ثابت کنم
بعد از ماهها ننوشتن و پشت سر گذاشتن غمها و شادیهای زیاد دوباره اومدم
پس به شکرانه این که هستم و هستی رو لمس می کنم می نویسم ...


منتظر نظرات زیبای شما بهترین همراهان همیشگی هستم............



[+] نوشته شده توسط علیرضا در 11:26 | |


کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com