|
پاییز بهاریست که عاشق شده است
|
| |
با عرض پوزش از همه خوانندگان محترم
این شعر از سروده های آقای میلاد عرفان پور است که من به اشتباه بنام مرحوم امین پور در این پست قرار داده بودم که همین جا از همه خوانندگان و آقای عرفان پور عذر خواهی می کنم
امیدوارم که دیگه از این مشکلات پیش نیاد
پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
|
|
|
[+]
نوشته شده توسط علیرضا در 18:30 |
|
|
|
|
|
و گلی دیگر هم پرپر شد...
|
| |
قیصر امین پور هم به خاطره ها پیوست
چندی پیش شعر (بیا با افق مهربانی کنیم) از سروده های قیصر امین پور را که ناصر عبداللهی عزیز با صدای ماندگارش ماندگارترش کرده بود را به یاد ناصر عبداللهی در این وب لاگ قرار داده بودم
ولی هنوز یک ماه هم نگذشته که شاعر این قطعه زیبا نیز آغوش سرد زمانه را بدرود گفت و از میان انسانهای خفته رخت بربست و رفت....
و ما در سوگ از دست دادن بزرگواری دیگر باز هم زانوی غم بغل بگیریم و این است رسم زمانه بی وفا...
یک بار دیگر این اثر زیبا را برای علاقه مندان به این شاعر فقید در وب لاگ قرار می دهیم به یاد همه رفتگان...
بيا با افق مهرباني كنيم
غم پونه را آسماني كنيم بيا توي نقاشي قلبمان رز عشق را ارغواني كنيم بيا گل شدن را رعايت كنيم ز پروانه ماندن حمايت كنيم
اگر باد غم ، شاخه اي را شكست ز دست هجومش شكايت كنيم
كاش بين ساكنان شهر عشق رد پاي خويش را پيدا كنيم كاش با الهام از وجدان خويش يك گره از كار دلها وا كنيم بيا مثل مرغان آشفته هجرت كنيم افق را به مهماني پونه دعوت كنيم به مهتاب شب هاي تنهايي عادت كنيم سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پائيز نسپرده ايم چو گلدان خالي لب پنجره پر از خاطرات ترك خورده ايم اگر داغ دل بود ، ما ديده ايم اگر خون دل بود ، ما خورده ايم اگر دل دليل است ، آورده ايم اگر داغ شرط است ، ما برده ايم
اگر دشنه دشمنان گرده ايم ! اگر خنجر دوستان گرده ايم ؟!
گواهي بخواهيد اينك گواه همين زخم هايي كه نشمرده ايم دلي سربلند و سري سر به زير
از اين دست ، عمري به سر برده ايم .
روحش شاد یادش گرامی
|
|
|
[+]
نوشته شده توسط علیرضا در 18:37 |
|
|
|
|