رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن ابتدای یک پریشانی است حرفش را مزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشم هایم بی تو بارانی است حرفش را مزن آرزو دارم که دیگر بر نگردم پیش تو راهمان با اینکه طولانی است حرفش را مزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانی است حرفش را مزن خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی این شکستن نا مسلمانی است حرفش را مزن حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركتبده چرا كه دیروز ما وقت نكردیم از او تشكر كنیم . چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی كرد چون امروز اطاعتش نكردیم . چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه امروز قادر به دركشنبودیم . چی می شد دیگه هرگز شكو فا شدن گلیرا نمی دیدیم چرا كه وقتی خدا بارون فرستاده بود گله كردیم . چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش رااز ما دریغ می كرد چرا كه ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ كردیم. چی می شد اگه خدا فردا كتاب مقدسش را از ما می گرفت چرا كه امروز فرصت نكردیمآنرا بخوانیم . چی می شد اگه خدا در خا نهاش را می بست چون ما در قلبهای خود را بسته ایم . چی می شد اگه خدا امروز به حرفهایمان گوشنمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نكردیم . چی میشد اگه خدا خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش كردیم. و چی می شد اگه...
آتش با آتش: واضح است، نتيجه، حرارت بيشتر و شعله هاي قوي تر است، فقط بايد ديد اين شعله ها يك روز سرد زمستاني را حرارت مي بخشند، يا يك شب تاريك را روشن مي كنند، و يا صرفا با بيشتر سوختن، منبع اصلي را تمام مي كنند و به هدر مي دهند. انتخاب به طور مساوي به عهده طرفين است.
هوا با هوا: دو هواي مسطح مي توانند «يكي» شوند و امكان بيشتري براي تنفس و تفكر و حركت آزادانه در فضا بوجود آورند. در اين حالت روحيه ها عالي و قدرت پرواز زياد مي شود. ولي اگر باد هاي بهاري با وزش خود، هوا را تغيير ندهند و تنوعي در وضعيت آن بوجود نياورند هوا بسته و آلوده و خفه كننده مي شود. گاهي نيز هوا مي تواند به طوفان وحشتناكي تبديل شود. انتخاب به طور مساوي به عهده طرفين است. ?
خاك با خاك: خاك با خاك مي تواند كوه مقاومت و استقامت و قدرت را بوجود آورد. به شرط آن كه تبديل به بيابان خشك و بي آب و علف نشود. زمين لرزه هم نوع ديگر آن است كه مي تواند خانه خراب كن باشد. انتخاب به طور مساوي به عهده طرفين است. ?
آب با آب: در ملاقات آب با آب هيچ نوع مقاومتي وجود ندارد. باران به جويبارها و درياها يكسان مي بارد. رودخانه ها به درياها و درياها به اقيانوس ها ملحق مي شوند و جريان دائمي آرزوها و احساسات را سبب مي شوند. به شرط آن كه نگذاريم سيل به راه بيفتد. انتخاب به طور مساوي به عهده طرفين است.
هوا با آتش: آتش براي سوختن به هوا نياز دارد. هوا در دل آتش، ذوق و شوق بوجود مي آورد ولي آتش زياد اكسيژن موجود در هوا را كاملا مي سوزاند و از بين مي برد. هواي طوفاني هم آتش را خاموش مي كند و يا شعله هايش را هراسان بر پيكر زندگي مي كوبد و همه چيز را مي سوزاند. طرفين ماجرا به طور مساوي در انتخاب موثرند.
هوا با آب: هوا با آب تماس برقرار مي كند. آن را به هم مي زند. در روي آن امواج را بوجود مي آورد. بر او مي غرد و راهش را مي كشد و مي رود. آب در اين زمينه كنترلي ندارد. آب تلافي مي كند. به صورت رطوبت در هوا نفوذ مي كند و آن را سنگين و بي حوصله مي كند. اما ممكن است در نتيجه باران بهاري سر بگيرد و طبيعت را شادابي بخشد و دوباره زندگي آغاز شود، معجزه اي كه هوا را دوباره پاك و فرح بخش مي سازد. در اين زمينه هواست كه كنترل ندارد. پس فقط تقدير و سرنوشت است كه يكي از دو راه را پيش پاي شما خواهد گذاشت.
هوا با خاك: هوا در خاك وجود دارد و خاك به هوا احتياج دارد. ولي نه خاك در هوا وجود دارد و نه هوا به خاك محتاج! خاك محكوم است در جاي خود بماند. مگر اين كه هوا قدري او را حركت دهد. ولي هوا آزاد است به هر كجا مايل باشد برود و مرتبا بالاي سر خاك در حركت است. خاك مي تواند اگر هوا اجازه دهد با آرامش و كاملا مستقل زندگي كند. نتيجه بستگي به توافق طرفين دارد.
آتش با آب: آتش زياد آب را خاموش مي كند و از بين مي برد. آب زياد آتش را خاموش مي كند. بنابراين اين دو پيوسته در حال ترس و نگراني نسبت به يكديگر قرار دارند مگر اين كه با قرارداد دو طرفه و احترام متقابل در كنار به صلح و صفا برسند. براي شروع، ? قرارداد دو جانبه با ضامن معتبر لازم است.
آتش با خاك: آتش قوي از دل خاك برمي خيزد و آتش فشان به راه مي اندازد. خاك زياد آتش را خفه مي كند و مي كشد. ولي اگر هر دو ملايم باشند بنيان يك حركت دائمي و گرم كننده روح و جسم گذاشته مي شود. انتخاب به طور مساوي به عهده طرفين است. ? آب با خاك: خانه آب درون خاك ساخته مي شود. آب به خاك صفا مي دهد و آن را مرطوب و قابل فعاليت مي كند. آب خاك را قادر مي كند كه مادر تمام گياهان و سبزه ها و گل ها و درختان باشد. بدون آب، خاك مي ميرد. هين دو در طبيعت به هم محتاجند و بدن هم بي فايده. به شرط آن كه با تركيب غلط، آب و خاك به گل تبديل نشوند. نتيجه بستگي به توافق طرفين دارد.