تبليغاتX
پشت دیوار شب




پشت دیوار شب

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
كدهاي جاوا
هفت سین ایرانی از نگاه دیگران

Haft-Seen

A few days prior to the New Year, a special cover is spread on to the Persian carpet or on a table in every Persian household. This ceremonial table is called cloth of seven dishes, (each one beginning with the Persian letter Sinn). The number seven has been sacred in Iran since the ancient times, and the seven dishes stand for the seven angelic heralds of life-rebirth, health, happiness, prosperity, joy, patience, and beauty.

The symbolic dishes consist of:

Sabzeh or sprouts, usually wheat or lentil representing rebirth.

2-Samanu is a pudding in which common wheat sprouts are transformed and given new life as a sweet, creamy pudding and represents the ultimate sophistication of Persian cooking.

3-Seeb means apple and represents health and beauty.

4-Senjed the sweet, dry fruit of the Lotus tree, represents love. It has been said that when lotus tree is in full bloom, its fragrance and its fruit make people fall in love and become oblivious to all else.

5-Seer which is garlic in Persian, represents medicine.

6-Somaq sumac berries, represent the color of sunrise; with the appearance of the sun Good conquers Evil.

7-Serkeh or vinegar, represents age and patience.

هفت سین

کمی قبل از سال نو تمام خانواده های ایرانی یکسری وسایل ویژه را بروی فرش ایرانی یا میز قرار می دهند.که به این میز تشریفات به اصطلاح پارچه یا قماش هفت ظرف(که هر کدام با حرف سین از الفبای فارسی شروع می شود)عدد هفت از دیرباز و در ایران باستان عددی مقدس بوده و هست و هفت ظرف جایگاه و نمادی از هفت فرشته است که جلودار ومنادی زندگی می باشند که عبارتند از: تولد تازه یا تجدید حیات - سلامتی - شادمانی - شکوفایی رونق یا کامیابی - خوشی و سرور - صبر و بردباری - زیبای

این هفت ظرف نمادین شامل:

1-سبزه ؛ یا جوانه زدن،معمولاً از گندم یا عدس می باشد و نمادی از تولد دوباره یا تجدید حیات است.

2-سمنو ؛ دسری است شامل آرد گندم و جوانه گندم که به آن شکلی جدید و طعمی شیرین می بخشیم،که نمادی از کمال مهارت ایرانیان در آشپزی است.

3-سیب ؛ که نمادی از سلامت و زیبایی می باشد.

4-سنجد ؛ شیرین و میوه خشک از درختی مانند سدر یا کنار است،که نشان دهنده عشق است،می گویند وقتی که این درخت پر از شکوفه است بویی بسیار مطبوع دارد و عشق ودوستی می آورد و مردم را از خود بی خود می کند.

5-سیر؛ نمادی از درمان و سلامتی.

6-سماق؛ که هم رنگ طلوع خورشید است و طلوع خورشید نمادی از پیروزی خوبی بر بدی و روز بر شب است.

7-سرکه ؛ نمادی از طول عمر و صبر و بردباری است.


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 14:39 | |


دوست داشتن از عشق ورزیدن بهتر است

خداوندا به هر کس که دوست می داری بیاموز که عشق ورزیدن از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که بیشتر دوست می داری بیاموز که دوست داشتن از عشق ورزیدن هم بهتر است.

دوست داشتن در اوج معراجش از سر حد عقل فراتر می رود وفهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله ی بلند اشراق می برد.

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی . بی انتها و مطلق.

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.

عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای در دوست که دوست را به دوست می برد. عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن. عشق غذا خوردن گرسنه است و دوست داشتن هم زبانی در سرزمین بیگانه یافتن است.

. دکتر علی شریعتی


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:50 | |


نوروز

در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم،گویی خود را در همه نوروزهایی که هر ساله در این سرزمین بر می کرده اند حاضر می بینیم و در این حال،صحنه های تاریک و روشن وصفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگان مان ورق می خورد،رژه می رود.ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است ،این اندیشه های پر هیجان را در مغزمان بیدار می کند که ؛آری ،هر ساله!حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود ،در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید،همان جا،همان وقت،مردم مصیبت زده ی ما نوروز را جدی تر و با ایمان بیشتری بر پا می کرده اند؛آری هر ساله!حتی همان سالی که سربازان قتیبه بر کناره جیحون سرخ رنگ خیمه برافراشته بودند و مردم خراسان را پیاپی قتل عام می کردند،در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد وخاموش،نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند

 

 

 

 

معلم شهید دکتر علی شریعتی.


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:36 | |


سلام
  آری اغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نمی اندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 12:6 | |


جزیره
  تک و تنها در این گوشۀ دریا ----- به دور از همۀ مردم دنیا
همدم من همه موج است و ستاره ----- مثل اون پرندۀ عاشق و تنها
توی این گوشه دلم تنگ ستارس ----- تنها همدم دل عاشق تو شبها
نمیاد سراغ این قلب شکستم ----- تاکه مرحمی باشه برای این دردهاورنجها
شاید هم شدم فراموش ----- توی این غربت دریا
دیگه این قلب شکستم ----- نداره امید اون طلوع فردا
می دونه که جاش ته آبی دریاست ----- آخرین پناه این مجنون تنها
ولی باز هم توی اون وسعت دریا ----- چشم براه قلبهای عاشق و شیدا
میمونه تا که با این دلخوشی پوچ ----- بگذرون همۀ روزهای دنیا



[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:18 | |


موجهای دریا
  تو خروش موجهای غمگین و خسته ----- من نشستم رو تن قشنگ شنها
منو یک دنیا حرفهای نگفته ----- که می خوام بگم برای دل دریا

می بینم غروب رو با چشمهای عاشق ----- میگم حرفهایدلم رو برای موجهای تنها
میگم از روزهای گرم آشنایی ----- از گره خوردن دلهای دو شیدا

میگم از روز فراغ و بی وفایی ----- میگم از رفتن تو تا اوج غمها
حالا من تنها نشستم با خیاله ----- روزهای قشنگمون کنار دریا

یاد روزهای قشنگ با تو بودن ----- یاد پیوستن ما به اوج رؤیا
ولی اون روزی که محتاج تو بودم ----- قلبم رو سپردی تو به دست غمها
رفتی از این دل من تا باز دوباره ----- تک و تنها بشینم رو تن این ساحل زیبا

توی این ساحل نشستم با یه رؤیا ----- که بیای دوباره با اون دل شیدا
با دو چشم عاشق و حرفهای زیبا ----- دل من رو ببری از عمق تاریکی شبها

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:16 | |


آبی احساس
  سکوتم را تو بشکن ای عزیز قصه هایم ----- تلسمم را تو برکن ای همیشه در کنارم
خیالم را تو پرپر کن که من تنهایه تنهایم ----- به جز این دلخوشی دیگر امیدی من نمی دارم
اگر تو با منی من از خودم فرسنگها دورم ----- کمک کن تا خودم را در بن این چاه دریابم
تو را من در میان ابرهای عشق می جستم ----- تورامن درمیان کوچه های آبی احساس می جستم
تو را من در کنار آن اقاقیها،می خواهم ----- تو را من هم نشین آن پرستوها ،می خواهم
تو را همرنگ نیلیه خلیج عشق می دیدم ----- تو را هم قامت آن یاس با احساس می دیدم
تو را ای کاش می دیدم به وقت ناله هایم ----- تو را ای کاش می جستم بجای گریه هایم
ببخش ای اسوۀ جاوید که من دیگر پشیمانم ----- در این ایام دلتنگی برایت سخت گریانم

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:16 | |


سراب
  تو را من در میان کوچه های سرد غربت بار جستم
تو را من با دو چشم پاک و معصومم ز قیل و قال جستم
تو را من با دلی آکنده از نفرت و حسرت باز جستم
--------------------
من آن دشتم که بانگ نالۀ مجنون در آن نیست
من آن کوهم که ضرب تیشۀ فرهاد را بر خود ندیدست
من آن دریایی هستم کز پس امواج آرامش
چراغی بحر یاری بر دل ساحل سردم،گرم و تابنده نماندست
-------------------
ولی تو
با دل سرد و غبار آلود و تاریکت
نگاه عاشق و درمانده ام را
ز کوی روشن اما،سرد و تاریک نگاهت دور کردی
------------------
من این بار
با دل آکنده از غم
می روم از شهر غربتهای جاویدان
ولی می ماند این نیرنگ تو در خاطر من
که دیگر این دل عطشان پاکم
به آب این سرابهای خیالی دل نبندد

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:15 | |


دیوار شب
  صدايي در ميان كوچه پيچيد
اهالي مست يك مشت نان گندم
صدايي آشنا حسي غريبه
اهالي همچنان در خواب غفلت
صدا از روي ديوار شب گذشته
به روي پلك شب او مي خرامد
نمي خواهد بگويد راز خود را
ديغا كيست كه مي آيد صدايش

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:12 | |


کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com